روزی که مردم سیرجان داغدار شدند/مردی که سردار سلیمانی در قبرش زیارت عاشورا خواند

امروز پنجمین سالگرد شهادت شهید مدافع حرم محمدعلی الله‌دادی است. سردار الله‌دادی سال 1341 در روستای پاریز از توابع شهرستان سیرجان به دنیا آمد. با شروع انقلاب وارد نهادهای انقلابی شد و در سال 1362 برای خدمت به مناطق محروم به شهرستان کهنوج رفت. در دوران دفاع مقدس نیز فرماندهی تیپ ادوات لشکر ثارالله، فرماندهی تیپ رمضان لشکر 27 حضرت رسول(ص)، فرماندهی سپاه الغدیر یزد و… را در کارنامه‌اش ثبت کرد. سردار شهیدمحمدعلی الله‌دادی، در 28 دی ماه 1393 در حالی که برای بازدید از استان قُنیطره سوریه عازم این منطقه شده بود، مورد حمله بالگردهای توپدار رژیم صهیونیستی واقع شد و به شهادت رسید. این شهید، در بخشی از یادداشتی خواندنی که از وی باقی مانده است، نوشته بود: «هیهات اگر یاد و خاطره یاران حماسه‌ساز صحنه‌های دفاع از کیان و شرف، از خاطرمان محو شود. یاد آنان که در تاریکی شب‌های جبهه‌های غرب و جنوب زنگ دلشان به صدا درآمد، چلچله‌ها در بی قراری نوایشان پرواز آموختند، روزهایشان بهانه‌ای برای عاشقی بود و شب‌هایشان وسعت بودن. آنها خواهند ماند. اگرچه امروز ما در حسرت عطرهای گم شده حضورشان دست و پا می زنیم، می‌دانیم روی تپه‌های صبح ظفر اثری جز رد پای آنان نیست و روزهای بودنشان در برابر ما به زیبایی حک شده، اگر چه مه هجرانشان تمام تنمان را گرفته اما ما را می‌بینند، صدایمان می‌زنند و طنین نوایشان تا ابدیت جاری است.

سرلشکر سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در مراسم تدفین سردار شهید محمدعلی الله دادی که در روستای پاریز سیرجان برگزار شد ضمن حلالیت طلبیدن از حاضرین برای این سردار شهید، فرازهایی از زیارت عاشورا را قرات کرد.

اسماعیل نجفی اقدم” عضو هیات علمی دانشگاه سهند آذربایجان شرقی و همرزم سردار شهید “محمدعلی الله دادی” در گفتوگو با خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس در رابطه با آشنایی خود با این شهید بزرگوار گفت: بنده از اوایل سال 1365 با وی آشنا شدم و جزو نیروهای تیپ ادوات لشکر 41 ثارالله بودم.

وی ادامه داد: تقریبا دو سال و نیمی با وی بودم. الله دادی در ابتدا معاون تیپ بود و پس از شهادت سردار زندی نیا، جانشین او شد.

هوشمند و باتدبیر

نجفی اقدم بیان کرد: شهید الله دادی را بابت افکار، اعتقادات و اعمالش باید ستود. او همچون برخی از رزمندهها و شهدا یک فرد استثنایی بود.

وی افزود: او علیرغم اینکه در آن سالهای جنگ کم سن و سال بود اما بسیار هوشمندانه و باتدبیر عمل میکرد و این ویژگی در کارها و سازماندهیهایش دیده میشد. این توانایی ایشان در عملیاتهای کربلای 5، والفجر 10 و نصر 4 به خوبی بروز پیدا کرد و درایت و کاردانی شهید الله دادی را دیدیم.

نجفی اقدم ادامه داد: وی همواره سعی میکرد که افراد را متناسب با ماموریتشان انتخاب کند. اگر کار سختی پیش میآمد، وی فردی را انتخاب میکرد که با کمترین هزینه و بیشتریت بازدهی آن کار را انجام بدهد. به طور مثال در ادامهی عملیات کربلای 5 که به عملیات کربلای 8 منجر شد، چون نیروها مجروح، شهید و یا خسته شده بودند، وی افراد خاصی که در این زمینه تبحر داشتند را از شهرستان دعوت کرد تا بیایند.

وی بیان کرد: او در جنگ اینگونه نبود که هرجا نیرویی لازم بود، بگوید شما ده نفر اول بروید، بلکه افراد متخصص را انتخاب میکرد. و البته هرجایی که ماموریت سادهای بود و نیاز به نیروهای بسیار متخصص نبود، او نیروهای باارزش و توانمندش را برای این کار مامور نمیکرد چون معتقد بود که تیپ را باید برای روزهای سخت جنگ نگه داشت و نباید بیجهت تلفات بدهیم.

نجفی اقدم در ادامه با اشاره به سجایای اخلاقی شهید الله دادی گفت: او مسئول هزار نفر نیرو بود و من به یاد ندارم که یکی از این نیروها بابت رفتاری از ایشان دلگیر باشند. به این سادگی نیست که چندین سال فرمانده تیپ باشی و کسی را نرجانده باشی و همواره احترامش را در نظر گرفته باشی.

وی افزود: برخی اوقات شرایط خاصی پیش میآمد. مثلا نیروها به سنگر کمین در خط مقدم اعزام میشدند و به دلایلی، آب، غذا یا تجهیزات به آنها نمیرسید. او خود اولین کسی بود که به آنها غذا یا مهمات میرسید و به کارشان مستقیم رسیدگی میکرد. من این صحنه را بارها دیدم.

توجه شهید الله دادی به نیروها

نجفی اقدم خاطرنشان کرد: در عملیات کربلای 8 چند نفر از نیروها با دوشکا کنار نهر جاسم مستقر بودند. ظهر تماس گرفتند و گفتند برای نیروهای کناری ناهار آوردند ولی برای ما کسی چیزی نیاورده است. گرچه فاصلهی ما با خط زیاد نبود اما نمیشد خودمان غذا ببریم و نیاز به وسیله نقلیه بود. ماشینی به تیپ داده بودند که آن را نمیگذاشتند به خط برود چون میگفتند ترکش میخورد و آسیب میبیند و برای فاصلههای دور مانند رفتن از جنوب به غرب نیاز است.

وی ادامه داد: شهید الله دادی از این تصمیم ناراحت شده بود و دستور داد ماشین حرکت کند و غذا را به نیروها برساند. البته در آن صحنه ماشین ترکش خورد اما آسیب جدی ندید.

نجفی اقدم بیان کرد: دیدهبانی به نام محمدعلی جواهری در تیپ داشتیم. او در ماموریتی بالای دکل مشغول دیدهبانی بود. با بیسیم تماس گرفت که من آذوقه ندارم. شهید الله دادی دستور داد با موتورش به او غذا برسانند.

او خاطرنشان کرد: او نسبت به نیروهایش احترام و ارزش خاصی قائل بود و همانند یک برادر بزرگتر با آنان رفتار میکرد و به مشکلاتشان رسیدگی میکرد. به طور مثال اگر کسی نمیتوانست در میدان جنگ حضور پیدا کند، مراعات آنان را میکرد و به آنان میگفت شما در این سنگر که امن است بمانید و هر وقت که لازم بود و نیرو کم داشتیم وارد خط شوید.

نجفی اقدم اظهار داشت: او معتقد بود که کارها خودش انجام میشود و ما وسیله هستیم و تاکید داشت که از توان نیروها و تبحرشان به موقع خود استفاده شود.

ابداعات و نوآوریها در جنگ

وی در ادامه با اشاره به راهاندازی دفتر تحقیقات مهندسی توسط سردار شهید زندی نیا، خاطرنشان کرد: یکی از ویژگیهای سرداران شهید زندی نیا و الله دادی اهمیت دادن به مسائل فنی و ابداعات بود. آن وقتهایی که عملیاتی نبود و صحنهی جنگ آرام بود، ایشان از دانشگاهیها دعوت میکرد به این دفتر بیایند و درباره مسائل فنی جنگ چارهاندیشی شود. مثلا میگفت ما میخواهیم در این منطقه از آب عبور کنیم و نیاز به وسیلهای داریم تا بیسیم را در زمان عبور از آب، آببندی کند. یا نیاز به وسیلهای داریم تا اسلحهی پلامینگو را فشنگگذاری کند.

وی گفت: او برای این کار از افراد دانشگاهی استفاده میکرد. این افراد به دلایلی از جمله نداشتن آمادگی روحی و جسمی نمیتوانستند در منطقه عملیاتی حضور یابند. با اقدام شهید الله دادی، از تخصص این اساتید برای حمایت از خطوط جبهه و رزمندگان استفاده میشد.

نجفی اقدم بیان کرد: اکنون برخی از آن ابداعات و نوآوریها به عنوان دستاوردهای تحقیقاتی در باغ موزه دفاع مکقدس کرمان به نمایش گذاشته شده است. در این راستا گاهی اوقات ماموریتهای را تدبیر میدید تا خود و یا نیروها، این اساتید را به خط نبرد ببرند تا مشکلات را دیده و چارهجویی کنند. او همچنین شرایطی را مهیا میکرد تا اگر کسی از آنها میخواست در عملیاتها شرکت کند، دورههای آموزشی را بگذراند و به لشکر بیاید. این ابداعات تا پایان جنگ ادامه یافت و بیش از 50 ابداع در مناطق عملیاتی صورت گرفت.

آخرین دیداری که جا ماندم

نجفی اقدم تصریح کرد: در روزهای پایانی عملیات کربلای 5 که جنگ به نقطه حساسی رسیده بود و جنگ تن به تن صورت میگرفت. شهید الله دادی یک صحبت بسیار دلنشینی داشت که من همواره به یاد دارم. او گفت: جنگ به نقطهی حسینی رسیده است و دیگر نمیشود همه قوائد نظامی را رعایت کرد. همانگونه که امام حسین(ع) در روز عاشورا به دفاع از دین پرداخت باید همهی توانمان را برای جنگ بگذاریم و هرکس به سهم خود دفاع کند.

وی افزود: شهید الله دادی هرجا احساس میکرد شرایط سختی پیش آمده است، خودش سوار بر موتور در صحنه حضور پیدا میکرد. او عالوه بر اینکه فرد باتدبیر و باهوشی بود، شجاعانه نیز عمل میکرد.

همرزم شهید الله دادی در پایان گفت: پس از سالهای جنگ، آن وقتی که در لشکر ثارالله بود با او ارتباط زیادی داشتم، بعد از آن وقتی به سپاه الغدیر هم که رفت ارتباط داشتم. اما در این سالها که به سوریه رفت، نتوانستم وی را ببینم. چند وقت پیش که پدرش فوت شد، ایشان فرصت پیدا کرد تا دو سه روزی به ایران بیاید. من از تبریز به کرمان رفتم تا او را ببینم. وقتی به آنجا رسیدم، او رفته بود و دیگر توفیق دیدار ایشان را پیدا نکردم.

نظری بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *